تبليغاتX
حیات باطنی
نگارش در تاريخ سه شنبه 4 خرداد1389 توسط علیرضا عالمی

روزهای جمعه فرصت خوبی است تا کمی با خانواده باشم و زمانی را به صحبت و گفتگو بگذرانیم.

کتاب «طلا و مس» را در نمایشگاه کتاب در غرفه انتشارات کتاب نیستان دیدم. مسئول غرفه هم اشاره‏ای کرد و استقبال مردم را برای خرید آن گوشزد نمود. اما از آنجا که تبلیغات فیلم را دیده بودم علاقه‏ای برای خریدنش نداشتم و امیدوار بودم تا فیلم را بر روی پرده ببینم.

در دنیای برهوت فیلم خوب، لذتی بردیم از دیدن این فیلم.

شخصیت اول داستان طلبه جواني است كه براي بهتر درس‌خواندن از نيشابور به تهران آمده و به شوق شرکت در کلاس درس استاد اخلاقي كه وصف او را بسيار شنيده، سختی‏های زیادی را تحمل مي‌كند. «سيد رضا» به همراه زن و دو فرزند خانه‌اي را در تهران اجاره‌اي مي‌كند. پس از مدتی «سيد رضا» متوجه بيماري خاص همسرش - زهراسادات-  مي‌شود. براي تأمين هزينه درمان او و مراقبت از فرزندان کوچک خود مجبور به ترک درس اخلاق می‏شود. کارهای خانه را انجام می‏دهد و در کنار درس خواندن در خانه، قالی نیمه تمام همسرش را تکمیل می‏کند.

«سيد رضا» در چند جای فیلم در حال دعا و نماز نشان داده می‏شود ولی بر خلاف تصور که هر لحظه انتظار شفا گرفتن زهراسادات می‏رود، تا انتهای فیلم اتفاق خارق العاده‏ای نمی‏افتد. بلکه این «سيد رضا» است که با محبت و رفتار خود تاثیر زیادی بر سلامتی همسرش می‏گذارد.

در سکانس پایانی فیلم «سيد رضا» پس از مدت‏ها دوری از کلاس و درس به مدرسه می‏رود. پشت کلاس درس می‏نشیند و به صحبت‏های حاج آقا رحیم (استاد اخلاق) گوش می‏دهد.

از کیمیای مهر تو زر گشت روی من

آری به یمن لطف شما خاک زر شود

نکته‏ طلایی فیلم که حاج آقا رحیم ضمن اشاره به این شعر بیان می‏کند این است که اگر محبت ما به دیگران به خاطر خدا نباشد دوامی نمی‏یابد.

همسر «سید رضا» در بیمارستان است و داروها و آمپول‏های او در هر ماه بیش از 110 هزار تومان هزینه دارد. امیرعلی فرزند کوچکش مدام خود را کثیف می‏کند و گریه می‏کند. عاطفه دختر کوچکش بی قراری مادر را می‏کند و برای انجام کارهای خانه کمکی به پدر نمی‏کند.

و این پاسخی است به اینکه چرا «سيد رضا» در کمال درماندگی باز هم محبت خود را از همسر و فرزندانش دریغ نمی‏کند

محبت به خاطر خدا.

به همه دوستان توصیه می‏کنم این فیلم را بر روی پرده ببینند.