روزهای جمعه فرصت خوبی است تا کمی با خانواده باشم و زمانی را به صحبت و گفتگو بگذرانیم.
کتاب «طلا و مس» را در نمایشگاه کتاب در غرفه انتشارات کتاب نیستان دیدم. مسئول غرفه هم اشارهای کرد و استقبال مردم را برای خرید آن گوشزد نمود. اما از آنجا که تبلیغات فیلم را دیده بودم علاقهای برای خریدنش نداشتم و امیدوار بودم تا فیلم را بر روی پرده ببینم.
در دنیای برهوت فیلم خوب، لذتی بردیم از دیدن این فیلم.
شخصیت اول داستان طلبه جواني است كه براي بهتر درسخواندن از نيشابور به تهران آمده و به شوق شرکت در کلاس درس استاد اخلاقي كه وصف او را بسيار شنيده، سختیهای زیادی را تحمل ميكند. «سيد رضا» به همراه زن و دو فرزند خانهاي را در تهران اجارهاي ميكند. پس از مدتی «سيد رضا» متوجه بيماري خاص همسرش - زهراسادات- ميشود. براي تأمين هزينه درمان او و مراقبت از فرزندان کوچک خود مجبور به ترک درس اخلاق میشود. کارهای خانه را انجام میدهد و در کنار درس خواندن در خانه، قالی نیمه تمام همسرش را تکمیل میکند.
«سيد رضا» در چند جای فیلم در حال دعا و نماز نشان داده میشود ولی بر خلاف تصور که هر لحظه انتظار شفا گرفتن زهراسادات میرود، تا انتهای فیلم اتفاق خارق العادهای نمیافتد. بلکه این «سيد رضا» است که با محبت و رفتار خود تاثیر زیادی بر سلامتی همسرش میگذارد.
در سکانس پایانی فیلم «سيد رضا» پس از مدتها دوری از کلاس و درس به مدرسه میرود. پشت کلاس درس مینشیند و به صحبتهای حاج آقا رحیم (استاد اخلاق) گوش میدهد.
از کیمیای مهر تو زر گشت روی من
آری به یمن لطف شما خاک زر شود
نکته طلایی فیلم که حاج آقا رحیم ضمن اشاره به این شعر بیان میکند این است که اگر محبت ما به دیگران به خاطر خدا نباشد دوامی نمییابد.
همسر «سید رضا» در بیمارستان است و داروها و آمپولهای او در هر ماه بیش از 110 هزار تومان هزینه دارد. امیرعلی فرزند کوچکش مدام خود را کثیف میکند و گریه میکند. عاطفه دختر کوچکش بی قراری مادر را میکند و برای انجام کارهای خانه کمکی به پدر نمیکند.
و این پاسخی است به اینکه چرا «سيد رضا» در کمال درماندگی باز هم محبت خود را از همسر و فرزندانش دریغ نمیکند
محبت به خاطر خدا.
به همه دوستان توصیه میکنم این فیلم را بر روی پرده ببینند.
